Friday, February 11, 2005

راه درست مخالفت با جنگ چیست؟

با وجود آن که با همه‌ی کسانی که تلاش می‌کنند با نوشتن در اینجا و اینجا، و به هر طریق دیگری، صدای مخالفت‌ خود با جنگ را به گوش جهان برسانند هم‌عقیده هستم، و از زحماتشان قدردانی می‌کنم، ولی معتقدم که راه درست مخالفت با جنگ این نیست، یا حداقل بسنده کردن به انجام همین یک‌ کار دردی را دوا نمی‌کند.

اول از همه این که مخالفت با جنگ نباید باعث شود که هدف اصلی را فراموش کنیم. اگر فرض کنیم که هدف رسیدن به آزادی با حفظ استقلال است، پس همانطور که استقلال نباید فدای آزادی شود، آزادی هم نباید فدای استقلال شود. بسیاری از مطالبی که این روزها در مخالفت با جنگ نوشته می‌شوند، این مسئله را نادیده می‌گیرند؛ مثل این نوشته که در آن نویسنده خطاب به مایکل لدین، و در پاسخ به مقاله‌ی اخیر او، می‌نویسد:
ما (ایرانی‌ها) ترجیح می‌دهیم که زیر پرچم آخوندها زندگی کنیم و بمیریم تا این ‌که به وسیله‌ی آمریکایی‌ها "آزاد" شویم.
اشتباه نکنید؛ من خودم مخالف سرسخت نومحافظه‌کاران آمریکا و سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌ی آنها هستم، و هرگز دوست ندارم شاهد هیچ‌گونه حمله‌ی نظامی به خاک کشورم باشم، ولی هرچه که فکر می‌کنم نمی‌توانم چنین طرز فکری را، که آزادی را به راحتی فدای استقلال می‌کند، بپذیرم، چرا که هراس من همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد. به نظر من، اگر واقعاً چنین طرز فکری در بین ایرانیان عمومیت داشته باشد، پس ما ایرانی‌ها یک جای کارمان اشکال دارد، و باید فکری به حال خودمان بکنیم. عطا هودشتیان در مقاله‌ای که به تازگی در خبرنامه‌ی گویا منتشر شده است، می‌نویسد:
تاریخ تجددخواهی در ایران نه به فرد، همچون واحد مستقل اجتماعی، هویت، و ضرورت آزادی آن اندیشه کرد، و نه این آزادی از سوی آزادی‌خواهان اساساً عنوان شد. چرا که آنجا که آزادی‌خواه بودیم، تنها از آن، عدالت اجتماعی را درک می کردیم و آنجا که استقلال‌طلب شدیم هرگونه رهایی را تنها رهایی ملی می‌دانستیم. در این میان مسئله‌ی اصلی، یعنی آزادی فردی و آگاهی فردی، به چشم نمی‌آمد.
از طرف دیگر، به نظر می‌رسد ما فراموش کرده‌ایم که بیشتر از آن که امثال مایکل لدین بر طبل جنگ می‌کوبند، این امثال مرتضوی‌ها، شریعتمداری‌ها، دکتر عباسی‌ها، و... هستند که مملکت را به سمت جنگ می‌کشانند. اگر می‌خواهیم جلوی جنگ را بگیریم، در درجه‌ی اول باید با این‌ها مبارزه کنیم. چرا کسی دیگر از سعید مرتضوی حرفی نمی‌زند؟ به همین زودی فراموش شد؟ به نظر من بهترین کاری که در شرایط فعلی می‌توانیم بکنیم این است که تا مشخص نشدن تکلیف "قاضی" مرتضوی ساکت ننشینیم.