الپر، در اعتراض به فعالان سیاسی امضاءکنندهی این بیانیه، از مدلی تحلیلی که توسط حمیدرضا جلاییپور در سال ۸۳ ارائه شده، و از چهار ضلع اصولگرایان، رفسنجانیان، اصلاحطلبان، و تحریمیان تشکیل شده است نام میبرد، و ادعا میکند که ارائهی این مدل باعث شد که "تحریمیان" به عنوان یک گروه به رسمیت شناخته شوند. این که همان مدل خودی و غیرخودی خودمان است. اصولگرایان، رفسنجانیان، و اصلاحطلبان خودی هستند، و تحریمیان هم غیرخودی. من به این مدل تحلیلی کاری ندارم، چون اطلاع کافی از جزئیات آن ندارم. مشکل من با استفادهی الپر از این مدل برای زیر سوال بردن فعالان سیاسی است که گناهشان فقط بیبهره بودن از امکانات ناشی از داشتن سهمی از قدرت است.
اما مشکلات بیانیه از دید الپر:
مشکل اول از نظر او این است که این بیانیه نامهی جمع کثیر و متنوعی از "منفعلان سیاسی" است، نه فعالان سیاسی. فکر میکنم نکتهای که الپر به آن توجه نکرده این است که فعالیت با دنبالهروی یک کمی فرق دارد. اینها افرادی هستند که از فضا و آزادی لازم برای فعالیت برخوردار نیستند، و اتفاقاً به همین دلیل هم تصمیم به انتشار این بیانیه و تحریم انتخابات گرفتهاند. فکر میکنم بهتر است که الپر فقط به خاطر وجود نام عباس امیرانتظام در لیست امضاءکنندگان، حرف خود را پس بگیرد. واقعاً دور از انصاف است که چنین شخصیتی "منفعل سیاسی" خوانده شود.
اشکال دیگری که او به بیانیه گرفته زمان انتشار آن است. حدوداً یک ماه به روز برگزاری انتخابات مانده است. فکر نمیکنم الپر انتظار داشته باشد که چنین بیانیهای بعد از برگزاری انتخابات منتشر شود. مسلماً انتشار چنین بیانیهای هدفی دارد، و آن آگاهسازی مردم قبل از شرکت یا شرکت نکردن در انتخابات است. به نظر من شاید از این نظر بتوان این ایراد را گرفت که بیانیه کمی دیر منتشر شده است.
الپر اعتقاد دارد که از زمان انتشار
بیانیهی اول همین گروه، که در آن درخواست برگزاری انتخابات آزاد کرده بودند، بعضی از خواستههای آنان محقق شده است، و مصاحبهی تلویزیونی محمدرضا خاتمی را مثال زده است. این ایراد به نوعی همان ایراد قبلی است. مصاحبهی تلویزیونی که تضمینکنندهی آزادی انتخابات نیست. تا جایی که من متوجه شدم، منظور الپر این است که امضاءکنندگان بیانیه باید صدور آن را به بعد از اعلام نظر شورای نگهبان موکول میکردند. در صورتی که به نظر من آن زمان برای انتشار چنین بیانیهای دیر میشد.
مشکل دیگر او با این بیانیه "ترکیب منتاقض امضاءکنندگان" آن است. احتمالاً علت آن که چنین چیزی اصلاً به نظر الپر مشکل به حساب میآید این است که انتظار نداشته است ضلع "تحریمیان" در مدل تحلیلی چهارضلعی جلاییپور خود از اضلاع متعددی تشکیل شده باشد. یک دفعه "تحریمیان" تبدیل شد به "اعضای شورای مركزی و عمومی تحكیم علامه، از بچههای ادوار تحكیم تا بچههای طبرزدی، حسین مجاهد و محمود یگانلی مشاركتی تا سهیلا وحدتی مدافع آزادی جنسی". فقط امیدوارم که الپر از "مدافع آزادی جنسی" برای افزودن بار منفی استفاده نکرده باشد.
ایراد آخر از دید او "بیهویتی یا چندهویتی امضاءکنندگان" است. من چون در این مورد اطلاعی ندارم نمیتوانم قضاوت کنم، ولی باید این نکته را به الپر و سایر اصلاحطلبان یادآوری کنم که طبق آخرین نظرسنجیهای مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران،
حداکثر ۵۵ درصد مردم در انتخابات شرکت میکنند. بنابراین، امضاءکنندگان این بیانیه، یا همان "تحریمیان"، چه ششصد نفر باشند و چه صد نفر، نمایندهی ۴۵ درصد مردماند.
الپر عزیز، در صداقت و آزادیخواهی تو شکی ندارم، ولی در این مورد برخوردت را نپسندیدم.